![]() |
![]() |
|
| من و حمید و تاتر... |
|
مدتی است بحث هایی در مورد عسلویه در سایتها و هفته نامه های استان ما پیش کشیده شد.اینکه چرا و به چه علت بعضی ها می خواهند اینجا را که در واقع جگر گوشه بوشهر است از مادر خود جدا سازنند نمیدانم و باز نمیدانیم رژیستور اصلی کیست در پس پرده ی الوان هزار نقش سیاست و سیاست بازی که هرچه کشیده و میکشیم از همین نوع نگاهها است که فراوان از اصل و اساس دورمان ساخته روند سازندگی وساختن را در این کشور به تاخیر می اندازد،کاش بگذاریم مردم با کوه مشکلات روز مره تنها به فکرآب ونا ن خود باشند و هرروزبا بحث های اینچنینی جدایی عسلویه و تغیر در مدیریت و... جامعه را روح وروان مردم را آشفته نسازیم وبه نوعی آب به آسیاب دشمن نریزیم .سالها بود که ما در سطح عالی مدیریتی در استان از نبود انسانهایی دلسوزوکاردان که ناخدای کشتی عمران وآبادی این دیار کهن را بعهده بگیرند در رنج بودیم .باورمان این بوده وهست که هیچ کس از فرزندان همین جاشو ها و ناخدا ها که وحشی ترین موجها و آبهای باستانی را رام وزندگی را بر گستره ی عسلویه و جای جای استان هدیه داده اند به مشکلات ودر د ورنج این مردم نزدیکتر و مومن تر نخواهد بود امروز بر خود می بالیم که دکتررضوی،مهندس سالاری،مهندس فرزین مهندس زمانی و...دیگر فرزندان همان جاشوها سکاندار کشتی ای هستند که به شیو ه ی پدران به جنگ بادو موج و طوفان میروند تا روزی این مردم را از گلوی وحشی ترین مو جها فرا چنگ آورند و گل لبخند را بر لبان بزرگ و کوچک مردم می نشانند ،در تصمیمیم گیریهای کلان دیارشان به فردایی سبز می اندیشند که اینهمه بارقه های امید و جوانه های رویشی است که اگر از ما بهتران بگذارند فردا سترگ درختانی خواهند شد بی پروا از خزان طوفانها...به نوبه خود خسته نباشیدمیدهیم ایشانرا ودر مقابل همه ی فدا کاریشان به احترام بر می خیزیم ... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 8:38 توسط محمد لطفی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
محمد لطفی نویسنده و کارگردان
|
|
RSS
|