![]() |
![]() |
|
| من و حمید و تاتر... |
|
اساس تمدن اقوام بومى در ايران بر بيابانگردى، چادرنشينى، شکار ، مراسم جشنهايى در هنگام بارورى يا براى بد ست آوردن شکار مطلوب و يا عزادارى در مرگ از دسترفتگان و يا قهر طبيعت برپا شده است. پس از مهاجرت قوم هند و ايرانى و آميزش فرهنگى مهاجران با اقوام بومى جشنها و مراسمها شکلهاى تازهترى پيدا کرد، چراکه مهاجران داراى اساطير و اعتقاداتى بودند و مردم بومى نيز اعتقادات و سنن خود را داشتند از نقوش روى تکهسفالها در ادوار پيش از تاريخ معلوم مىشود، رقصهاى دستهجمعى بر گرد آتش و نظاير آن گاه شکل نمايش از جنگ و شکار بخود مىگرفته است. در رقصهاى ستايش نيز پوشش و چهرهآرائى عجيب و يا با صورتک همراه بوده است بر روى تکه سفال متعلق به نيمهٔ اول هزارهٔ دوم ق.م تصوير دو تن از اجراکنندگان يک رقص دستهجمعى با صورتکهاى بز کوهى ديده مىشود که شاخههايى با برگهاى متقارن دارند؛ که احتمالاً بيانگر يک تفکر مذهبى رايج در دوره خود بوده است. نظير اين نقشها و صورتکها در بخشهايى از ايران قديم از جمله خوارزم بدست آمده است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:28 توسط محمد لطفی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 10:50 توسط محمد لطفی |
|
|
روزجهانی تاتر از نظر من روز آفرینش است پس هر روز می تواند روز تاتر باشد. اینکه تاتر چیست؟قادر به چه کارها وبرای بقا ءآن چه بایدکرد را دیگر همه میدانند.ای کاش تاتر وهنرمند تاتررا باور نماییم تا عاشقان این وادی بدون دغدغه غم نان و... جهان درون وبرون را برسبز نای شکفتن. فریاد کنند .... من در روزتاتراز هنرمندانی یاد میکنم که آمیخته ای از فروتنی ونجابت دشتها وآبهای باستانی دیارمان بودن زند ه یادانی که با همه ی عشق به صحنه آمدند نغمه خود خواندندو رفتند تا همانا صحنه پا بر جا بماند... زنده یاد حمید لطفی ، علی دشتی ، مجید خبرخوش،سعید حاجیوندی، حبیبه محب زاده و محسن کانیک زاده . خدایشان رحمت کناد و خدایشان بیا مرزاد چنین باد و چنین تر باد .
.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 8:34 توسط محمد لطفی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
محمد لطفی نویسنده و کارگردان
|
|
RSS
|