![]() |
![]() |
|
| من و حمید و تاتر... |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 12:56 توسط محمد لطفی |
|
|
در آخرین روزهای سالی که برایم بسیار تلخ گذشت بدنبال ادامه کارهای قبلی باید به سیراف و... عسلویه می رفتم تا آخرین حرفهای قوم و قبیله مردان دریا ،مردان موج وطوفان را برای آخرین مراحل تصحیح فیلم نامه ای که با حمید نوشته بودیم سامان میداد م ، از همه کمک خواسته ایم از جمله دوست هنرمندم فرشاد فرزین که همه ی جای استان کارنامه ای قابل قبول از خود به یادگار گذاشته هم آدم با سوادی است هم توان اجرایی بالایی دارد .... یکی دوسال پیش که به آن منطقه رفته بودیم دلم برای قمری های عسلویه هم سوخت که به جای نشستن بر شاخ وبرگ درخت بر روی سیم های خار دار حکایت غریب هجرت را سر میداند ، اما همین یکی دو روز پیش آنجا را با چهره ای کاملا متفاوت دیدم طوری که به خود گفتم کاش چون سلیمان زبان پرندگان می دانستم تا همه را به اینجا فرا می خواندم حقیقتش آنقدر مهندس فرزین و همکارانش در خصوص عمران وآبادی ، سر سبزی وطراوت بخشیدن به این منطقه همت به خرج داده اند که دست مریزاد گفتن کوچکترین کاری است که می توان کرد به نوبه ی خود وهمچنین گروه هنری پساک از آقای دکتر رضوی مدیرعامل محترم و مهندس فرزین مدیر خدمات شهری منطقه ویزه پارس جنوبی که اینچنین کمر خدمت به دیار باستانی امان بسته اند تشکر کرده برپیشگاه اندیشه اشان به احترام بر می خیزیم و تنها به این کلام بسنده میکنیم که : درود نقدینه ترین بهاءاست در دستان پتی ما....
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 11:6 توسط محمد لطفی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 14:17 توسط محمد لطفی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 11:4 توسط محمد لطفی |
|
|
درعصری که عصر ارتباطات نام گرفته به حق نمی توان نقش رسانه ها را انکارکرد.وتلویزیون یکی ازمهمترین وسائل ارتباط جمعی است.که نقش فرهنگ سازی آن برکسی پوشیده نیست.البته سخن گفتن در باب فرهنگ ومقوله ی فرهنگ سازی،نه ازعهده ی بنده برمیاید،نه این وجیزه گنجایش چنین مبحث سترگی دارد.اما نقش رسانه ای تلویزیون بی ارتباط با مبحث فرهنگ و مدیریت فرهنگی نیست.درواقع شناخت شناسی فرهنگی،چه قدیم چه جدید ازوظایف رسانه ای تلویزیون است.و ارتباط رسانه و فرهنگ، نتیجه ی مدیریت فرهنگی یا فرهنگ مدیریتی است که درپرتو آن رسانه ی فرهنگی از یک طرف و فرهنگ رسانه ای ازطرفی رخ مینماید.که متاسفانه درتقسیم بندی پستهای مدیریتی،خواسته یا ناخواسته به این مهم پرداخته نشده همانگونه که از توان این مقال برنمی آید عملکرد تلویزیون بعنوان یک رسانه ی ملی و فراگیرکارنامه ای نه چندان مثبت وثمربخش ارزیابی میشود برنامه سازی تلویزیون اکثریت گروه ها درصدا وسیما،چه به لحاظ فکری چه به لحاظ عملی دارای نقایصی است که میزان علاقمندی مخاطبین به سوی کانالهای ماهواره ای را طی این سالها دربرداشته که این خود می تواند سنگ محک مهمی دربرابرنوع مدیریت کلان فکری وعقیدتی مدیران فرهنگی تلویزیون باشد.یکی از مواردی که مدیریت رسانه درتقابل با مردم ازیاد برده عدم توجه به واقعیات وبافت فکری واجتماعی مخاطبین است. که طبق نظرکارشناسان داخلی آمارقابل توجه ای ازمردم زیرخط فقروتعدادی درفقرمطلق زندگی میکنند.آنچه دراین ارتباط قابل توجه است نوع نگاه وبرنامه سازی مدیران ونادیده گرفتن ونپرداختن به این معضل داخلی است که به خوشبینانه ترین شکل ممکن با یک چهره ی بزک کرده صورت مسئله را پاک میکند.همین امردررفتارشناسی وبهداشت روانی جامعه موجب نوعی دوگانگی رفتاری وشخصیتی شده است.حال با یک ارزیابی ساده میتوان دریافت انسانی که درلابه لای این تورم مهارنشدنی وانبوهی ازمشکلات اقتصادی چگونه خود را زیرچرخهای شتابان آگهی ها لوکس تبلیغاتی تلویزیون نجات دهد.وچه تضمینی دربرابروقوع جنایات احتمالی چنین آدم دوگانه ی ساخته وپرداخته رسانه ای وجوددارد.آنچه تلویزیون ومدیریت فکری آن درنامرئی کردن فقرعریان جامعه دردستورکارخود دارد نتیجه ای جزسرخوردگی وفروپاشی خانواده های فرودست دربرندارد.چگونه میتوان انبوه آگهی های لوکس وخوراکیهای آنچنانی تلویزیون را ازذهن کوچک یک بچه کارگردرمدرسه،درخیابان،دربرابرهم سن وسالان متمول خود که اتفاقا یک درصد جمعیت کشوررا تشکیل میدهند پاک کرد وبه اوگفت:تونباید به این چیزها فکرکنی وبرای توضرردارد.آیا ازتوخواهد پذیرفت؟خیر.درذهن کوچک اوفقط یک چرا است که مدیریت فکری وفرهنگی رسانه ی ملی میتواندبه آن جواب دهد.ناگفته نماند که متمولین قلیل جامعه گناهی ازبابت غنی بودنشان مرتکب نشده اند.که بیشتربجهت قیاس درمثال ذکرشد.خانواده ای که نمی تواند ماهی یاسالی کیلویی میوه برای فرزندان خودتهیه کند.چگونه میتواند آبمیوه گیری فلان شرکت وابسته به فلان آقا راببیند وحسرت یک عدد سیب را درکیف مدرسه ای فرزندش فریاد نزند.پس درنگرش مدیران فرهنگی تلویزیون باید تجدید نظری اساسی صورت بگیرد تا حجم عظیم برنامه های تبلیغاتی را برفرودستان جامعه برداشته شود درآخرسئوالی که بوجود می آید، اینکه صداوسیما که ازبودجه دولتی استفاده میکند نباید به بهانه ی جذب سرمایه درقالب تبلیغات کالا حقوق دیگران را زیرپا بگذارد. این رویه مخصوص شبکه های خصوصی است.که خود حکایتی دیگر دارد.بامید روزی که رسانه ی ملی بیش ازپیش درخدمت ملت باشد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 8:7 توسط محمد لطفی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 13:28 توسط محمد لطفی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
محمد لطفی نویسنده و کارگردان
|
|
RSS
|