تبليغاتX
هودج
من و حمید و تاتر...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 9:36  توسط محمد لطفی | 
 

.

سپاس دادارآفریننده که یاری مان داد،ما را هر آنچه دانش بود و توان به این کار کردیم که این همه از گذشته به ما به ارث رسید و ما به فر زندانمان می سپاریم ...

 

سرم ،سینه ام ،دلم می آشوبد چون دریای دیوانه .بخسب پدر آرامتر از همیشه چونانکه خفته ای اینک . در رگان من خون به خشم می دود ، ودر سرم هزار تبیره میکوبند...

 

نمایشنامه آفره : این نمایشنامه با درونمایه ای تاریخی ، ما را به دور دست تاریخ می کشاند تا دیگر بار  مرور کنیم آنچه بر ما و قوم و قبیله امان گذشته است .همچون ذلال آبی  ویا آیینه ای بر پرده ی تصور و تصویر تاریخ پر از درد  و رنج را از مقا بل دیدگا نمان می گذراند تاخود نقاد خویش باشیم .آفره به زبان ناب ایرانی به سخن می نشیند که ریشه در داشته های فرهنگی ایران زمین وزبان سره پارسی است . این نمایشنامه یکبار به همت جمعی از هنرمندان تاتر بوشهر بیش از شش ماه تمرین گردید که متاسفانه به علت فراهم نیامدن امکا نات اجرا متوقف ماند ، در این اثر زنده یاد حمید لطفی  به غیر از ایفای نقش پیچده و دشوار جامه دار که از عهده آن  چون دیگر نقشها سر بلند بیرون آمد مثل همه ی  این سالها   در این نمایش نیز به خاطر تعداد زیاد کارکتر وگروه موسیقی و همسرایان  یار و یاورم بود همچنین زنده یاد سعید حا جیوندی که در اجرای دکور و موسیقی یاریم داد.ودیگر یاران. چون سعید احمدی .اکبر ابراهیمی .علی پور محمد .احمد قربانی . جهانشیر یار احمدی .محمود ناصری . داریوش ثملی . خانمها. ایران عرب زاده. مژده سرخی نیا .راحیل قم چیلی .اسدی و....عزیزان هم اندیش دیگرکه زحماتشان را پاس میدارم .این کتاب با حمایت انجمن نمایش بوشهربچاپ رسیده و آماده ی ارایه به علاقمندان می باشد.بجاست تا از زحمات همیاران نیک سرشت آقا یان دریا نورد .یار احمدی .میر شکار ودیگر همدلان که در چاپ این نمایشنامه فراوان زحمت کشیده اند سپاسگذاری نما یم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 8:2  توسط محمد لطفی | 
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 6:52  توسط محمد لطفی | 

 
 

حسین پارسايي رئیس  مرکز هنرهاي نمايشي در‌گذشت هنرمند تئاتر بوشهر"حميد لطفي" را با ابلاغ پيامی ‌تسليت گفت‌.
به گزارش سایت ایران تئاتر، در پيام وي خطاب به نصرالله شفيعي مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان بوشهر و خاندان بازمانده مرحوم حميد لطفي آمده است:«بازيگر توانمند و مخلص حمید لطفی كه بي هيچ چشمداشتي ساليان  زیادزحمت كشيد و نابهنگام در سفري زودرس دل‌هاي ما را آتش زد تا بسوزيم در پرواز كبوتر مظلوم ديگري.»
پارسایی در ادامه پيام خود آورده است:«به حكم همدردي و داغداري رحلت اين جوان ارزنده را به خانواده بزرگ تئاتر كشور ، هنرمندان بوشهر، اين خطه دليرپرور و بازماندگان و فرزندان داغدارش صميمانه تسليت مي‌گوييم.»

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 13:46  توسط محمد لطفی | 
 

حمید جان ، بخوان که تطهیر شوم در باران زلال کلامت ، بخوان.  دوباره هزار باره ،دلتنگی ام را فریاد کن ، فاصله تنها یک قدم شتاب است  ، بخوان حمید، هنجره ی صحنه بوی تازه گی  حرفهای تو  می خواهد ، بخوان برایم که از درد پرم، شادیها چه کمند واندوه چه پایدار. سوگ تو چه سنگین است مرد ، سیه پوش هجرانی هزار ساله ام انگار ، مو نو لوگ ها یم  از همهمه گذشته به فریاد رسیده است ، دستها به تمنایی رها میشوند اینسو و آنسو ، به چرخش در می آیند حرکت میکنند تا هوا را بشکافند دستهای من  .حمید چه سنگین بر می آشوبند چه سنگین بر سینه ام فرود می آیند و بر سرم .در تمنای کوبش ضربه ها پشت  پرده ی لرزان اشک، اشتیاق سوزانی نهفته است که بر دستها منتقل می شوند ، بخوان . بگذار بغض ترک خورده بر صحنه بشکند، تو در رکوع عشق صحنه به سجود معنا رسیدی به چگونه بودن و چگونه شدن ، تو تازه آغاز شده ای پس بخوان برایم چون من که میخوانمت در هر صبح وهر پسین تا فراموشم نشود سوگوار مردی هستم که سراسر زندگی ا م  مدیون ایشانم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 10:5  توسط محمد لطفی | 

درآغاز درام نویسان و بازیگران یکی بودند .جدایی این دو زمانی حاصل شد که دراوایل سده ی پنجم پیش از میلاد اشیل دومین بازیگر را مطرح ساخت .اما سوفوکل این رسم را در 468 با معرفی بازیگر سوم بر هم زد . ظاهرا"هنگامی که بین بازیگران تراژدی نیز مسابقه ای ترتیب داده شد .حوالی 449 جدایی بازیگر و نویسنده کامل شد . در سده ی پنجم .بازیگران حد اکثر نیمه حرفه ای به شمار می رفتند زیرا هنوزنیازی  به بازیگری حرفه ای نبود واحتمالا"درآمد بازیگران از جاهای دیگر تامین میشد .پس از حدود 468 تعدادبازیگران برای هر نمایش تراژدی در سه نفر ثبت گردید  واین سه نفر بازیگر همه نقشهای موجود در نمایشنامه را بازی میکردند .قاعده سه بازیگر گاهی تعدیل می یافت واجازه داده میشد که از بازیگران بدون دیالوگ یا با چند خط دیالوگ استفاده شود . اودیپ در کولون.اثر سوفوکل را میتوان با سه بازیگر اجرا کرد به شرط آنکه بازیگری که  در پرده ی قبل نقشی را بازی میکند .در پرده بعد نقش دیگری را بر عهده بگیرد .هرچند در مورد رعایت این قانون شواهد زیادی هست ولی بسیاری از محققان را به شک انداخته که اصلا"چنین قاعده ای وجود داشته است ؟.برای بازیگران یونانی حالت چهره زیاد اهمیت نداشت چرا که همواره صورتک بر  چهره می نهادند اما برای صدا اهمیت زیادی قایل بودن زیرا آنچه مورد قضاوت قرار میگرفت زیبایی تطبیق حالت گفتار با حالت ونقش شخصیت بود پیدا است خواندن متن بیشتر تحریری(دکلماتوری )بود تا واقعگرایانه زیرا قصد بازیگر انتقال سن یا جنس نقش نبود بلکه انتقال احساس نامناسب با صحنه مورد نظر بود .بعلاوه اجرای نقش در نمایشنامه ها سه نوع طریقه ی بیان رااز بازیگری خواست .گفتاری . تحریری .رسیتاتیو .وآوازی .پرورش صدا به عنوان وسیله بیانی در یونان به همان صورتی بود که یک خواننده اپرا در زمان ما پرورش میابد .ولذا بهترین بازیکر کسی بود که به معیارهای والایی اززیبایی در صدا میرسید وبدترین بازیگر لفاظ ویا یاوه سرا ودادو فریاد میکرد .ازاینرو نکاتی که همیشه بنده بعنوان عضوی از خانواده تاتر به جوانان مستعد پیشنهاد میدهم فن بیان وراه های رسیدن به بیانی زیباست که تنها بوسیله تمرین.تحقیق .ومطالعه ممکن است . 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 11:7  توسط محمد لطفی | 

 در هزاره ی اول مسیحی یکی از توسعه یافته ترین و پر محتوا ترین درامها را باید در هندوستان جستجو کرد . تمدن هند به قدمت مصر باستان و خاور میانه است . اما دانس ما بر این تمدن با ورود قو م آریایی از آ سیای مرکزی در 1500بیش از میلاد آغاز میشود . شاید مهمترین تاثیرات بر درام هند از طریق هندویسم و ادبیات سانسکریت صورت گرفته باشد .هندویسم درتعلیمات خود جوهر هر چیز را در روان یا روح می جوید وغایت انسانی را در وحدت با روح متعا لی جهان یا برهمه میشناسد که نا متناهی ابدی وصف ناپذیر وکامل است در سراسر آفرینش تنها برهمه لا تغیر میماند وچون هر چه ابدیست واقعی است لذا برهمه واقعیتی ابدی است و همه تجلیات دیگر از او نشات میگیرند و به او باز می گردندبا آنکه تعلیمات هندویسم بر وحدت روان تا کید می ورزد اما پرستش صدها خدا یا ارواح مقدس را نیز جایزمیشمارد .چرا که همه خدایان تنها جلوه های دیگر برهمه هستند .هندوها اساسا"تمایل به پرستش سه خدای اصلی دارند که تجسم سه جلوه برهمه اند  بر هما (خالق)شیوا (ویرانگر)ویشنو(نگهدارنده)هندوها اعتقاد دارند که رسیدن به کمال روحانی در طول یک حیات ممکن نیست ومعتقد به وجود زندگیهای متوالی هستند . هندوهای اولیه تصویر کردن موجودات زنده را در ادبیات .درام .وهنر به عنوان تظاهر جایز میشماردند . مها بهاراتاو رامایانا هردو آمیزه ای از تاریخ . افسانه واساطیرند .مهابهاراتا مربوط به جنگ وستیز دو طایفه ی حاکم بر قلمروهند است که درآن داستانهای عاشقانه جنگی و نیز حوادثی در باره ی قهرمانان گوناگون وجود دارد . در اجرای یک نمایش . مهارت بازیگر اهمیت ویژه ای داشت گفته میشود بازیگر چهار عنصر اصلی در اختیار داشت .حرکت و اطوار . گفتار وآواز . لباس وآرایش وبصیرت روانشناسانه.با آنکه حرکت واطوار بر اساس رفتار طبیعی بود .اما به شدت قرار دادی شده ومحدود به علایمی بود که در گزارش بهاراتا ومنابع دیگر هندو شرح داده شده است .براساس قسمتهای مختلف بدن واحساسهای درونی : اطوار را طبقه بندی کرده اند که عبارتنداز سیزده حرکت : حرکت سر. شش .حرکت بینی. شش حرکت. گونه هفت .ابرو نه. گردن. هفت. چانه پنج. سینه سی شش.چشم سی دو .پا بیست و چهار که این حرکات بر طبق شخصیت .حالت و وضعیت با هم ادغام میشدند تا یک زبان ارتباطی به همان پیچیدگی زبان گفتار به وجود آورند .

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 8:48  توسط محمد لطفی | 

 جهان امروزبیشتر به یک یتیم خانه میماند که آدمها بر  اساس رنگ ونژاد قوم و قبیله و مذهب در آن تقسیم شده اند ما هر روز خاطره میشویم جاری در نی لبک چوپان زمان آنگاه که از اند وه مان ترانه میسازد از آمدن و رفتنمان  آوازی سرودی که از درد پر است . بخوان همدم غصه های پنهان وآشکار من . بخوان در انزوای گنگ لبان خموش . بخوان ای شرجی همه گلبرگهای خاطره .واگویه میکنیم واژ ه های غریب و بی نشان درفصل بی حسی دیگر.در فصل خزان. فصل پریده رنگ پا ییز  تا پر احساس شویم وغروب دلگیر ش را  دوباره به رسم دیرینه عادت  پس زمینه  تصویر لحظه های شاد کنیم .سالها است که پاهایمان از ما گریخته اند . اما از سر جبر و عادت هر روز دوره میکنیم خود را . زمین دور می زند و ما هم . زمین همیشه زمین است  و ما فقط  یه  نخ مو تو  سر طبیعت که هر وقت سفید شد یم  ما رامیکنه و می اندازه دوروقتی  هم      میمیریم مثل یه جنین تو شکم زمین میمونیم تا دوبار متولد بشیم . نه ماه. نه سال. نود سال. نه میلیون سال دیگه شاید . راستی تا  بحال چند بار دنیا اومدیم و مردیم ما؟

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 10:46  توسط محمد لطفی | 

 

در هندوستان هنوز مراسمی هست که نظیر آن در ایران سالها است که کمیاب یا بطور کلی از بین رفته است . در صحنه ای که حدودا"پهنای یک استان را فرا میگیرد نمایشی با دست مایه های ناب سنت و آیین درهم آ میخته وچندین روز مردم یک استان را به خود مشغول میدارد  . مردم یک روستا پس از انجام جشنهای برداشت محصول در مراسمی مذهبی .بازیگر (راما) را طی تشریفاتی به ده دیگر به خواستگاری (سیتا)می برند که آنجا هم برپایی  جشنهای مذهبی مشابهی در خوشآمد به آنها به زیبای هر چه تمامتردر  جریان است . پس از چند روز که مراسم با شور و هیجان فوق العاده در جریان است ناگهان اهالی روستا ی دیگر طی حمله ای نمایشی (سیتا) را می دزدند و بعد (راما)وهمراهان وسپاهیانش روستا به روستا به جستجوی او میروند . در صحنه نهایی جنگ وپس گرفتن سیتا جشن عمومی همه ی روستاییان که برای سالی نیک و فراونی محصول به کمک  سنتها وآیین های بکر دست  به نیایش می پردازند تاثیر گذار و دیدنی است در سرزمین دیر پای ما ایران هنوزهم هر چند کم رنگ  باز ما نده ی مراسم مشابهی را در اجرای عید نوروزی و قالی شویان اردهال میتوان دید .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 8:6  توسط محمد لطفی | 

یکی از مهمترین جنبه های فن تاتر در هندوستان خلق زبان اشارات وحرکات است این حرکات واشارات (مودرا)نام دارد مودراها در مر حله نخست وضع و حالت دستها ست وهر وضع وحالت .نموداریک واژه.یک شخص.یک اندیشه.ویک کار است .تعداد مودراها بسیار بوده به همین جهت هنرپیشه یا رقصنده به کمک آ نها می تواند داستا نی را سراسر حکایت کند وپیچیده ترین احساسات وموقعیت ها را بی استانت کلمات بیان دارد از اینرو کسانیکه به زبان هنرپیشه سخن نمی گویند نیز می توانند مقصودش را در یابند و بنا بر این هنری به معنای دقیق کلمه جهانی است حتی اگر رقصنده یا بازیگر با حرکات واشارات متنی را که به آواز خوانده میشود بیان کند .چندین قرن پیش از میلاد مسیح در هندوستان تاتر بعنوان موثرترین ابزار آموزش مردم تلقی شده به کار آمده است .بوسیله نمایش است که میتوان به خلایق کما بیش بیسواد ضمن سرگرم کردنشان داستانهای خدایان وسر گذشت های پهلوانان واصول فلسفه را آموخت .تاتر درهندوستان هنری قدسی است که مسولیت های اخلاقی فراوانی بر عهده دارد . هنر نخستین است وبدین جهت متضمن دیگر هنر هاست .چرا که همه ی هنرها از او زاده میشوند .

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 7:37  توسط محمد لطفی | 
در هندوستان هنر تاتر به منزله پنجمین ودا بشمار میآید . دانشی که به  مجموعه ی چهار دانش دیگر افزوده می شود .این هنر ابتدا به صورت نمایش به خدایان و شیاطین عرضه شده وسپس توسط شاگردان بهاراتا از آسمان به روی زمین انتقال یافته است . بهاراتا .بازیگر پرسناژیست با خوصوصیات فردی مبهم .اوصولا زندگی مردم هندبطور کلی بر مبنای آداب ورسوم آیینی .اعتقادات مذهبی وداده های سنتی پایه ریزی شده است .کاتاکالی .نمایش خاص کرالا جنوب غربی هندوستان .پانتومیمی است با منشا آیینی که سنتهای مذهبی میسترها را با سنتهای رقص کلاسیک وروایات محلی در هم آ میخته است . برنامه های نمایشی آن شامل نمایشنامه های زیادی است که نویسندگان اکثر آنهاشاهان کرالا هستند که در قرن ۱۸و۱۹ میزیسته اند .مضامین این نمایشنامه ها از اساطیر برهمایی گرفته شده است که به زبان سانسکریت اجرا و به زبان عامیانه(مالایام)تفسیر میشوند عمل نمایشی با رقص ارایه شده ودو آواز خوان ویک ارکستر مخصوص متشکل از سازهای ضربی .دهل .گونگ.وسنج آنراهمراهی میکنند.در روزگارگذشته تکنیک کاتاکالی که در جاهای مخصوص آموزش داده میشد مستلزم یک دوره ی طولانی کار آموزی بود که معمولا دوازده سال تمرین های روزانه  طاقت فرساکه از ساعت دونیم صبح آغاز وحوالی ساعت بیست و دو پایان می یافت .این تمرینها شامل نوعی حرکات چشم و بدن بود که مخصوص این گونه نمایش است وسرانجام شبها با گوش دادن به بخشهایی از رامایانا و مهاباراتابه اتمام میرسید .این نمایش گاهی چند هفته متوالی در حیاط معبد اجرا میشد که محل استقرارتماشاگران با صحنه دریک سطح قرار داشت .یک چراغ بزگ مسی با فیتله نخی آغشته به روغن صحنه را روشن میکرد پس از اعلام برنامه با ضربه های دهل .در حالیکه دومرد دستهای خود را بلند کرده وپرد ه هایی را میان آنها افراشته بودند پیش درآمد (پرولوگ)نمایش به آواز خوانده میشد پشت این پرده یک رقص نیایشی اجراوسپس با دمیدن در بوق صدفی علامت شروع نمایش آغاز می گردید.
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 12:46  توسط محمد لطفی | 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 13:1  توسط محمد لطفی | 

به جلو قدم برمی داریم ولی  رفتنها بیشتر به برگشت می ماند در بی مکا نی مطلق بد نبال چیزی  می گردیم که در کودکی گم کر ده ایم .گل سرخی شاید که لای دفتر مشق نهان کرده بودیم .تکه کاشیهای شکسته شده بدست مغول .رویاهای آتش گرفته بدست تیمور ویا کتیبه های ویران شده ی به فرمان اسکندر .شرح برگ برگ تاریخ ما شرح سوختن وجدانهایی است که در تاریکی تاریخ بیتوته کرده اند و رهایی از این تاریکی را مشعلی با یست که به روغن خرد واندیشه بسوزد.بیداری مردمان کار سختی نیست هر چند مدهوش آب ا نگور هزار ان ساله باشند کافی است بخواهیم آ نگونه که با یست . لبخند نشسته بر لبان کودکان فردا نشانه ی بهاریست که در راه است. بی شک هیچ دستی در بهار فردا گلی زیباتر از اندیشه ای که تو امروز می کاری نخواهد کاشت  .

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 10:28  توسط محمد لطفی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
محمد لطفی نویسنده و کارگردان

نوشته های پیشین
مهر 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
پیوندها
حمید لطفی ( پالهنگ)
دکتر علی شریعتی
آناهید(الهام جم زاد)
لیانا . عباس لطفی
محمد دادفر (مشق )
منوچهر آتشی
احمد شاملو
منیرو روانی پور
سینمای ایران
سایت ایران تاتر
سینماو تاتر
سایتهای هنری
تاریخ فلسفه
خانه هنرمندان ایران
انجمن سینمای جوان ایران
کانون نمایش نویسان خانه ی تاتر ایران
تنتهایی وشعر. حسن بابایی
هفته نامه نسیم جنوب
هفته نامه نصیر
لغتنامه
آژانس عکس ایران
سینمای مستند
هفتان
تصاویری از طبیعت
لمس لحظه ها ی ناب
سید علی صالحی
حمید موذنی (مدارا)
بانوی اردیبهشت
مهدی بسارده
فیلم های روزجهان
میگلی نزاد ( نماینده مردم بوشهر )
عباس عاشوری نژاد(دردجاودانگی
تاتر ما ، پایگاه خبری ،تحلیلی تاتر ایران
عکس جنوب فتو بلاگ نواب موسوی
ذهن زیبا
رضا بهار لو
بهار دل آرا
سارا مویدی
وب نوشته های محمد مظفری
سیامک برازجانی (تمرین مدارا)
سجاد واعظی
حسین دهقانی
صحنه . رضایی
پارسیک نیوز
خبرگزاری کتاب ایران
شورای اسلامی شهر بوشهر
اسماعیل جعفری(راه مردم)
منطقه ویژه اقتصادی پارس جنوبی
ابوذر صغیری (بوشهر)
مسعود فیروزی
علی هوشمند
مینا درعلی
سایت شخصی محمد حسین بهرامیان
محمد سید زاده (هفت سنگ)
علی ایزدجو (جاوید)
سایت خبری لیمر
فرهنگستان زبان و ادب فارسی
لغت نامه دهخدا
مهدی جلا لی
بغض دریا
تاتر شاپو . تاتر ملی فرانسه
تاتر شهر پاریس
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM